چگونه از اهل دانش باشد کسی که در مسیرآخرت رو به دنیا دارد و چیزی را که به وی زیان می رساند، از آنچه به وی سود می بخشد بیشتر دوست دارد . [عیسی علیه السلام]
محراب دل

بسم الله النور
خدای مهربانم سلام...



یگانه همراهم و ای صمیمی ترین  یارم باز دلم هموایی شده , هوای خانه ات ...هوای کوی جانان , مهربان من کاش باز هم مهمانت شوم اما اینبار همراه با ...
یا رحیم و یا رحمن به چه زبان شکر و ثنایت گویم , دلم لبریز از محبت توست اما... اما دلم ویرانه است , شکسته است. محبوبم تا کی دوستدارانت در رنج و سختی بمانند ,تا کی هجوم ظالمان را نظاره کنیم و نتوانیم کاری انجام دهیم ...مهربان من تو که عظیمی , تو که کریمی , تو که قریبی , تو که رحیمی و رحمانی تو که دریای فضل و بخششی , ببخش بر ما کوتاهی هایمان را و مولایمان را بفرست .. همه در انتظار منجی بیتاب شده اند . 
یا لطیف هر روز همه جای این دنیای فانی , مظلومی به دست جلادان پرپر میشوند . هر روز کودکی بیگناه در اثر بغض سنگدلانی دیو صفت به خواب ابدی فرو میروند ... یا حکیم کاش حکمتت بر این قرار گیرد که بیاید آن طالب بدم المقتول بکربلاء ... بیاید و انتقام اول مظلوم را بگیرد ... بیاید و ما را به تو نزدیک تر کند ... بیاید و اسلام واقعی را بیاورد .
آه , مهربان من نمیدانم چه کنم؟ یا ربالعالمین و یا اله العاصین هدایتم کن  به آن راهی که ما را به خودت و دوستدارانت وصل میکند .
آه , که در سینه قلبی نمانده تا نشانه صدق گفتارم تقدیم کنم ... آنچه هست همه سیاهی است اما
مولایَ یا مولای أنتَ المولا و أنا العبد و هَل یَرحَم العبد َ الٌا المولا...
ببین که گواهی سخنم چند قطره اشک آورده ام همان که سیاهی ها را کمرنگ میکند
هرچند جمعه ها میگذرد و کاری نمیکنیم... هرچند منتظریم اما نشسته  ...اما ... اما ببین با اینکه پاهایمان سخت بسته شده , انتظار در خانه های دلمان ریشه دوانده ... عمیق است !!! ... نگاه هایمان به افق مانده هر چند افق نگاه هایمان چند متری بیش نیست............
کاش این جمعه بیاید


الٌلهمَ عجٌل لولییکَ الفَرج


 



منتظر بی دل ::: چهارشنبه 25/11/1385::: ساعت 11:47 عصر

      


ای آخرین فریاد


 خدا


      ای آخرین فریاد


 خدا


      ای چشمه امیدها


                           ای پایگاه آرزوهایم


 تو،آیا سینه ی شوق و امیدم را


                   به خاک یاس می سایی؟


 تو،آیا شاخه ی بی برگ عمرم را


 به روی شعله های مرگ ، می سوزی؟


 و با این آفتاب خشم ، بر این سایه می تازی؟


 خدا


    بر من مزن رنگ تباهی را . 


 بیا، تنها ، تو با من باش


 که من را جز تو ، ای پروردگار آسمانها ، آشنایی نیست.


 ازآن هنگام ،


 کز این تار و پودِ آلوده ی قلبم ، رخت بر بستی،


 دلم تار است


 چشمم ، بی فروغ افتاده بر هستی.


 و من بیگانه هستم


 با خودم


             با شوق


                         با هستی.


 چه شد ، از من سفر کردی؟


 چه شد ، این واحه ی  تاریک قلبم را رها کردی؟


 بیا


 در من بسوز، ای آتش هستی .


 که هستی ، سخت ، تاریک است .


 خدا


    ای آخرین فریاد !


 بیا


    من خواستار شور شب هایم


 بیا


     من تشنه ی شوق سحرهایم .


 سحر هایی که چشمم سخت می جوشید ؛


 و قلبم ، همچنان مرغان وحشی بال و پر می زد.


 سحر هایی که شوق تو


 مرا ، از هستی


 از این جوٌ جادویی ، رها می کرد ؛


 مرا در عالم گل ها ، رها می کرد .


 و من بودم


            تو ، بودی


                        جلوه هایی شاد !


 


 استاد علی صفایی حائری



منتظر بی دل ::: سه‏شنبه 26/2/1385::: ساعت 3:24 عصر

بسم الله النور


از پیامبر ( ص) روایت شده : در شب معراج چون به حجابهای نور رسیدیم جیرئیل به من گفت :پیش برو اما خودش همانجا ماند. گفتم: ای جبرئیل! در چنین جایی از من جدا میشوی؟ گفت: خداوند به من دستور داده که از این فراتر نروم که اگر از ان بگذرم پرهایم بسوزد زیرا که از حدود پروردگارم تجاوز کرده ام .


پس خداوند مرا به طور ناگفتنی در نور فرو برد و تا انجا که خدا خواسته بود در ملکوتش منتهی شدم ، انگاه ندا رسید " یا محمد "  گفتم :  لبَیکَ رَبّی وَ سَعَدَ یکَ تَبارکتَ وَ تَعالیتَ


باز ندا شد یا محمد تو بنده من هستی و من پرودگار توام ، مرا عبادت کن و بر من توکل نما زیرا که تو نور من در بندگانم و رسول من در مخلوقاتم و حجت من در آفریدگانم می باشی ، بهشتم را برای کسی که از تو پیروی کند آفریدم و دوزخم را برای آنکس که نافرمانیت نماید قرار دادم ؛ و کرامت خود را برای اوصیای تو واجب نمودم و ثوابم را برای پیروان تو لازم ساختم.


 


مکیال المکارم- جلد 1- صفحه 92


 


 


 


این ایام خجسته و پر برکت را خدمت سرور و مقتدایم   و نیز تمامی دوستان تبریک عرض میکنم ان شاءالله که هر چه زود تر از نزدیک به آن صاحب دلها و مصباح آل طه تبریک و شادباش گوییم.


 


         وَالحمدُ للهِ رَبَّ العالمینَ وَ الصَّلاۀُ علی نبیِّنا وَ آلهِ الطَّیِّبینَ الطاهرینَ وَ سَلَّم تسلیمآ



منتظر بی دل ::: چهارشنبه 23/1/1385::: ساعت 9:22 صبح

باز دیشب ریشه قلبم گسست                   پاره های شیشه در چشمم نشست


در سکوت پرز غوغای دلم                باز هم شب بود و ساقی مستِ مست


 


 


تو دلم یه دنیا حرفه!!! اما فقط خودم میفهمم..........بزار برای تو هم بگم ...تو هم بشنوی و دلت بشکنه، بفهمی که چقدر وظیفه ات بزرگه!!!!


ببین این همه شهید حقیقتا در راه اسلام شهید شدن  گرچه قسمتی از هدفشان ملی بوده اما اعظم ان دفاع از هویت شیعی بوده .


نمی دونم میتونی تصور کنی یا نه؟         اما من دیدم...........شنیدم.........


میتونی تصور کنی یک شیمیایی چی میکشه؟ میتونی تصور کنی یه گردان بره و دیگه هیچ نشونی ازش نرسه؟  میتونی تصور کنی با شلیک مستقیم توپ شهید شدن را؟ میتونی تصور کنی رفتن زیر شنی تانک ها رو؟ میتونی تصور کنی شهیدی را که قابل شناسایی نیست؟ میتونی تصور کنی بدن پدر بیاد اما سرش هنوز توی شلمچه پیدا نشده؟ میتونی تصور کنی 30 سانت به 30 سانت 5 مدل مین را؟ میتونی بفهمی یک پلاک روی سیم های خار دار حکایت از چیست؟         میتونی..............


 


باید بتونی !!!!  باید بفهمی و تااخر عمر یادت بمونه شهیدان ما و خانواده هاشون این همه عذاب و رنج را تحمل کردند تا همیشه تاریخ شیعه باقی بمونه و بمانی    و بدانی که تو نیز عهده دار مسئولیتی ! وظیفه داری بنده باشی ! و ظهور را نزدیک کنی !!!!


آه...................................


دلم تنگه........نمیتونم دلم را از این خطه مقدس شده جدا کنم ... بد جوری هوایی شده ! میدونی بوی بهشت را استشمام کرده و در این فضای پر غبار بی طاقت شده !


چه کنم که دلم را انجا گذاشته ام و من" بی دل" باز هم رهسپار وادی گناه شدم...


 


ای ساربان آهسته ران..........کارام جان گم کرده ام



منتظر بی دل ::: دوشنبه 29/12/1384::: ساعت 12:48 صبح

انسان تنها آفریده شده و تنها می رود!


باید تنهایی خود را در این دنیا درک کرد تا بتوان رفیق و مونس حقیقی خود را پیدا کرد.


 


یا انیس من لا انیس له .... یا رفیق من لا رفیق له.......


 


حقیقتا تنهایی مارو فقط خدا میتواند علاج کند. اگر کسی حقیقت تنهایی خودش را فهمید به راحتی می تواند به زندگی خوب دست پیدا کند .


مهمه که قبل از مرگ ، تنهایمان را درک کنیم .  نیمه شبو سحر راحت تر می توان تنهایی خود را درک کرد . کسی که نیمه شب تنهایی در محضر دوست را درک کرد ، در روز می تواند انسان قدرتمندی باشد.


 


الهی من لی غیرک


ارحم فی هذه الدنیا غربتی


 


 


 


استاد پناهیان



منتظر بی دل ::: سه‏شنبه 16/12/1384::: ساعت 10:59 عصر

تمامی هستی،معجزه ای است که ما با آن مانوس شده ایم و تمام معجزات ،طبیعت هایی است که هنوز با انها اشنا و مانوس نشده ایم .طبیعت،معجزه ای مانوس  و  معجزه،طبیعت مجهول و نامانوس است .



منتظر بی دل ::: دوشنبه 8/12/1384::: ساعت 4:56 عصر

مصیبتی است برادر مصیبتی است عظیم............هـــجوم ســـامریان است بر دیار کلیم


مســـیح گـــــو به عــلاج جــهود برخیــــزد...........که مـــوج فتنه عظیـــم اسـت زود بـرخیزد


به هر طرف که نگه می کنی یهودایی است..........نهفته در سرشان فتنه ای و سودایی است


ای دل تو چه می کنی؟ می مانی یا می روی؟داد از ان اختیار که تو را از مولایت جدا کند! تا کی نشستن و خمود بودن؟تا کی فقط لب ها به دعا آسمانی شود ولی دستها در زمین درگیر؟ تا کی می خواهی از پشت پرده او را صدا کنی؟ تا کی می خواهی رنج مظلومان را ببینی و کاری نکنی؟ تا کی می خواهی از این قبیله فرعونیان نیرنگ بینی؟ تا کی از راحله عشق دور بمانی؟


بلند شو!...بلند شو و عزم محکم دار!...که پهنه مردان مرد بستر نیست...برخیز و در عمل نشان بده که راست می گویی که :


عزیزٌ علیّ ان تُحیطُ بک دونی البلوی...........سخت است بر من که بلا ها تو را احاطه کرده باشد و من سالم باشم


بنفسی انت من مغیّب لم یخلَ منّا.............جانم به فدایت! ای پنهانی که از ما بر کناره نیستی


راست می گویی که خواهان کوتاه شدن دست کوردلانی هستی که هیچ، نور نمیبینند و از روشنایی گریزانند. نشان بده که داغدار این فاجعه عظیم هستی که حرمت امامان ما، نه به خاطر یک محبت ساده است، بلکه از عظمتی  ناشی می شود که روح را در مقابلش تسلیم شده می یابی...


به گمان باطلشان قلبهای مسلمین، شیعه و سنی، بر ضد هم خواهد تپید؟
آیا نه این است که روح انسان آزاد است و هر آزاده در برابر عظمتی معنوی خاضع است؟


بلند شو که به اندازه غیبت دیر شده..........ای جماعت منتظر مگر بانگ هل من ناصر امامتان را نمی شنوید؟ مگر صبر هم بی قرار نشده؟ بیا و ببین که عاشقان رفتند و ما جا مانده ایم...


دوستان من! مباد که از مدعیان دروغین باشیم...مباد که آخرین منجی از ما ناراضی باشد...مباد که در جواب اینکه چه پاسخی به این بی احترامی داده اید، سر به زیر بمانیم...


رهی دراز فراسوست عزم محکم دار..................برآی و توشه به قدر سفر فراهم دار



منتظر بی دل ::: یکشنبه 7/12/1384::: ساعت 3:57 عصر



منتظر بی دل ::: شنبه 6/12/1384::: ساعت 4:19 عصر


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/11/1385- 11:47 ع] سلامی دوباره
[26/2/1385- 3:24 ع] خدا ای آخرین فریاد
[23/1/1385- 9:22 ص] عبد الله
[29/12/1384- 12:48 ص] معراج شهدا
[16/12/1384- 10:59 ع] تنهایی
[8/12/1384- 4:56 ع] معجزه
[7/12/1384- 3:57 ع] عاشقان رفتند و ما جا مانده ایم
[6/12/1384- 4:19 ع] عاشقان رفتند و. ما جامانده ایم

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 3
کل بازدید :1992

>> درباره خودم <<

>>لوگوی وبلاگ من<<
محراب دل

>>لینک دوستان<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ایمیل:

 

>>طراح قالب<<